شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام

شبر

+ مدتيه تصميم گرفتم توي قنوت نماز ، شعر زيبايي بخونم اما هنوز شعر قشنگي پيدا نكردم *كــــســـي مـــيـــتــــونــــه كـــمـــكـــم كـــنـــه*
شبر
بله ؟
سفير نور
چرا؟
شبر
چي چرا ؟
سفير نور
نوشتين هنوز پيدا كردم
شبر
آها.ممنون.درست شد :)
سفير نور
چرا مي خواين تو قنوت شعر بخونيد؟
شبر
چون *دلچسب* تره برام از جهاتي
سفير نور
چه جالب ! باشه من فكر ميكنم.
شبر
بعضي موقع ها بعضي *دعاها* ميچسبه / بعضي موقع ها بعضي *آيه ها* / بعضي موقع ها هم بعضي *شعرها* / دو جور اول رو بلدم اما مدل آخر رو هنوز شعر مورد علاقم رو پيدا نكردم :(
سفير نور
مضمون شعر دعا باشه؟
شبر
نه :) / عشق بازي باشه
ايخدااا /چه قنوت عارفانه اي ?.رحم الله عمي العباس:-((((
شبر
البته دعا هم باشه خوبه اما بيشتر معاشقه رو ميپسندم
سفير نور
فعلاً خداحافظ دوستان
الهي و ربي من لي غيرك...ودعاي فرج...
شبر
خانم اظهر من الشمس عرض كردم دعاي عربي و فارسي تا دلتون بخواد بلدم دنبال شعر ميگردم اونم عاشقانه
بنده اظهرالمن الشمس هستم،آخه فرموديد دعا هم باشه خوبه...
شبر
بنده هم خدمتتون عرض كردم اظهر المن الشمس با قواعد ادبيات عرب نميسازه :)
شب عاشقان بي دل چه شبي دراز باشد/ تو بيا كز اول شب *در صبح* باز باشد
اي كه ز ديده غايبي در دل ما نشسته اي/ حسن تو جلوه ميكند وين همه پرده بسته اي
شعر ميرزا جواد آقا ملكي تبريزي رو تو نماز مي خوند بخون
شبر
بيت دومي قشنگه / بقيه هم داره ؟
شبر
كدوم شعر جناب عاشق روح الله ؟
تو قنوتش مي خوند:گربشكافند سراپاي من /جز تو نبينند در اعضاي من
غزله منتها بقيه اشو حضور ذهن ندارم!
شبر
خانم رستگار اگه زحمتي نيست حضور ذهن پيدا كنيد / منتظر ميمونم
شبر
جناب عاشق روح الله همين يه بيت رو فقط ميخوندند ؟
چندتا شعر قشنگتر از اين هم هست منتها بايد رجوع كنم به دفترم كه الان در دسترس نيست....براتون مينويسم حتما
شبر
ممنون / منتظر ميمونم
بله/به نقل از آيت الله سيد حسين فاطمي قمي
شبر
ممنون جناب عاشق روح الله / اگه مفصل تر باشه بهتره :)
ديدم به خواب دوش كه ماهي بر آمدي/ كز عكس روي او شب هجران سر آمدي/ تعبير رفت يار سفر كرده ميرسد/ اي كاش هر چه زودتر از در درآمدي
شبر
نه
ذكرش بخير ساقي فرخنده فال من/ كز در مدام با قدح و ساغر آمدي/خامان ره نرفته چه دانند ذوق عشق/ دريا دلي بجوي دليري سرآمدي
شبر
نه
سينه مالامال درداست اي دريغا مرهمي/ دل ز تنهايي به جان آمد *خدايا*همدمي
ماشالله مشكل پسندم هستيد....:)
شبر
نه / همون شعر دومي كه فرموديد از جهت وزن و محتوا خيلي دل نشين بود اگه كامل هم داشته باشينش ديگه خيلي عاليه
شبر
اگه مشكل پسند نبودم كه اينجا دنبال شعر نميومدم :(
وزن و محتواش ميخوايد چطور باشه؟
غزليات سعدي و حافظ رو بخونيد مسلما شعر مورد نظرتونو پيدا ميكنيد
شبر
خوندم / دل بخواهم نبوده :(
خب دوساعته بگيد من خودمو خفه نكنم با شعراي حافظ...والا!
ادامه ي همونو پيدا ميكنم مينويسم...بقيه ي شعرايي كه نوشتمو هم پاك ميكنم با اجازه تون
شبر
شما بفرماييد / شايد چيزي به نظر شما خوب برسه كه من نديده باشم
شبر
شعرايي كه زحمت كشيديد نوشتيد باشه / شايد كسي از دوستان ديد و پسنديد و زمزمه كرد :)
اتش دل
المنه لله كه چو ما بي سرو پا بود انرا كه لقب عاقل و فرزانه نهاديم !دليلشم براتون فرستادم !:((((((((((((
شبر
:(
اتش دل
گرچه ز شراب عشق مستم ...عاشق تراز اين كنم كه هستم ....يه شعر عربي هم هست :قلبي اليك من الاشواق محترق والدمع عيني من الاماق مندفق ...والشوق يحرقني و الدمع يغرقني ...وهل رايت غريقا و هم محترق ؟
شبر
ممنون خانم اتش دل/ولي اگه زحمت بكشيد قبل و بعد اين بيت رو هم بفرماييد ممنون ميشم (هم عربي هم فارسي)
اتش دل
خواهش ميكنم ؛شعر فارسي از ليلي و مجنونه....مجنون چو حديث عشق بشنيد اول بگريست پس بخنديدازجاي چومارحلقه برجست برحلقه ي زلف کعبه زددستمي گفت گرفته حلقه دربر کامروزمنم چوحلقه بردرگويندزعشق کن جدايي اين نيست طريق آشنايي
اتش دل
پرورده ي عشق شدسرشتم جزعشق مبادسرنوشتم يارب به خدايي خداييت وان گه به کمال پادشاهيت کزعشق به غايتي رسانم کاوماند اگرکه من نمانم
اتش دل
گرچه زشراب عشق مستم عاشق ترازاين کنم که هستم ازعمرمن آنچه هست برجاي بستان و به عمرليلي افزاي مي داشت پدربه سوي اوگوش کاين قصه شنيدگشت خاموشدانست که دل اسيردارد دردي نه دوا پذيردارد
اتش دل
البته فکر نکنم بشه تو نماز خوندش....درمورد شعر عربي هم اگه دقت بفرماييد قبل و بعدي نخواهد داشت !
*ابرار*
اي به ازل بوده و نابوده ما/ وي به ابد زنده و فرسوده ما/ حلقه زن خانه به دوش توائيم/چون در تو حلقه به گوش توائيم/ بي طمعيم از همه سازنده اي/ جز تو نداريم نوازنده اي/ از پي تست اين همه بيم و اميد/ هم تو ببخشاي و ببخش اي کريم/ چاره ي ما ساز که بي داوريم/ گر تو براني به که رو آوريم/ پيش تو گر بي سر و پاي آمديم/ هم به اميد تو خداي آمديم/ يار شو اي مونس غمخوارگان/ چاره کن اي چاره ي بيچارگان....
*ابرار*
قافله شد واپسي ما ببين/ اي کس ما بي کسي ما ببين/ بر که پناهيم توئي بي نظير/ در که گريزيم توئي دستگير/ جز در تو قبله نخواهيم ساخت/ گر ننوازي تو که خواهد نواخت؟/ در گذر از جرم که خواهنده ايم/ چاره ي ما کن که پناهنده ايم
*ابرار*
*******************************************
*ابرار*
بزرگا، بزرگي دها بي کسم/ توئي ياوري بخش و ياري رسم/ گريوه بلند است و سيلاب سخت/ مپيچان عنان من از راه بخت/ از اين سيل گاهم چنان ده گذار/ که پل نشکند بر من اين رودبار/ عقوبت مکن عذر خواه آمدم/ به درگاه تو روسياه آمدم/ سياه مرا هم تو گردان سپيد/ مگردانم از درگهت نا اميد.... ( ادامه داره در صورت نياز بقيه رو تايپ کنم)
*ابرار*
از کتاب سلوک عارفان مرحوم حاج ميرزا جواد ملکي تبريزي
*ابرار*
*********************************************
مابقي شعري كه فرمودين بنويسم: اي که ز ديده غايبي در دل ما نشسته‌اي /حسن تو جلوه مي‌کند وين همه پرده بسته‌اي/ خاطر عام برده‌اي خون خواص خورده‌اي/ ما همه صيد کرده‌اي خود ز کمند جسته‌اي/ از دگري چه حاصلم تا ز تو مهر بگسلم/ هم تو که خسته‌اي دلم، مرهم ريش خسته‌اي/ گر به جراحت و الم دل بشکستيم چه غم/ مي‌شنوم که دم به دم پيش دل شکسته‌اي
شب عاشقان بي‌دل چه شبي دراز باشد/ تو بيا کز اول شب در صبح باز باشد/ عجبست اگر توانم که سفر کنم ز دستت /به کجا رود کبوتر که اسير باز باشد؟/ ز محبتت نخواهم که نظر کنم به رويت /که محب صادق آنست که پاک‌باز باشد/ به کرشمه‌ي عنايت نگهي به سوي ما کن/ که دعاي دردمندان ز سر نياز باشد/ سخني که نيست طاقت که ز خويشتن بپوشم /به کدام دوست گويم که محل راز باشد؟
چه نماز باشد آن را که تو در خيال باشي؟/ تو صنم نمي‌گذاري که مرا نماز باشد/ نه چنين حساب کردم چو تو دوست مي‌گرفتم/ که ثنا و حمد گوييم و جفا و ناز باشد/ دگرش چو بازبيني غم دل مگوي سعدي/ که شب وصال کوتاه و سخن دراز باشد/ قدمي که برگرفتي به وفا و عهد ياران/ اگر از بلا بترسي قدم مجاز باشد
وقتي دل سودايي مي رفت به بستان ها —— بي خويشتنم کردي، بوي گل و ريحان ها/گه نعره زدي بلبل، گه جامه دريدي گل —— تا ياد تو افتادم، از ياد برفت آن ها/اي مهر تو در دل ها، وي مهر تو بر لب ها —— وي شور تو در سرها، وي سر تو در جان ها/تا عهد تو دربستم، عهد همه بشکستم —— بعد از تو روا باشد، نقض همه پيمان ها/تا خار غم عشقت آويخته در دامن —— کوته نظري باشد، رفتن به گلستان ها
آن را که چنين دردي از پاي دراندازد —— بايد که فروشويد دست از همه درمان ها/ گر در طلبش رنجي، ما را برسد شايد —— چون عشق حرم باشد، سهلست بيابان ها/ هر تير که در کيشست، گر بر دل ريش آيد —— ما نيز يکي باشيم از جمله قربان ها /هر کو نظري دارد، با يار کمان ابرو —— بايد که سپر باشد، پيش همه پيکان ها/ گويند مگو سعدي چندين سخن از عشقش —— مي گويم و بعد از من گويند به دوران ها
براي نماز صبح : صبحست ساقيا، قدحي پر شراب کن...
*فانوس
نه بابا.اينم يه فيد سر کاريه خانوم بلاي آسموني!
.پريوش.
با سلام خدمت جناب شبر بايد بگم که با اين فيد هاتون ملت رو سرکار نذاريد وبذاريد به زندگي خودشون برسند ودر مورد شعر عاشقانه الهي وربي من لي غيرک رو صد بار در قنوتتون بخونيد ميشه عاشقانه ترين شعر
بله واقعا..توي عربيش مونديم حالا چه برسه به شعر!!!!!!
شبر
ممنون از زحمات خانم ابرار و خانم رستگار/شرمنده كرديد / خيلي زحمت كشيديد :)
شبر
خانم بلاي آسماني اين فيد كاملا جديه و به نظر تمام مراجع ميشود در قنوت نماز واجب به هر زباني كه علاقه داشتيد با خدا مكالمه و معاشقه كنيد و همون طور كه در بعضي نظرات فرمودند مرحوم ميرزا جواد آقاي ملكي تبريزي كه از عرفاي بنام هستند در قنوتشان شعري را زمزمه ميكردند
شبر
جناب فخري براي نماز ظهر هم تجويزي بفرماييد :)
شبر
خانم فانوس يادم نمياد تا حالا فيد سركاري زده بشم !!!!!!!!!!!!!!
شبر
خانم پريوش عجب گيري كرديما / خوب اون موقعي كه من شعر ميخونم شماگوشاتونو بگيريد :))
شبر
جناب گمنام بعضي از مفاهيم در بعضي زبان ها و بعضي قالب ها گفته ميشه كه قابل ترجمه و برگردوندن نيست مثل بعضي آواها و شعرهاي زبان تركي كه با هيچ ترجمه اي قابل منتقل كردن حس نيست
شبر
و مثل همين مطلب در مورد ادعيه و آيات و اشعار قابل ترسيمه كه بعضي از معاني قرآني با هيچ ترجمه اي قابل انتقال حس نيست و همين طور زبان شعر
شبر
استاد فلسفه ما مي فرمودند : براي يادگيري فلسفه بايد بريد *زبان عبري* ياد بگيريد چون منابع اصلي و اوليه فلسفه به زبان عبريه و وقتي به ترجمه كشيده ميشه بعضي از معاني و مفاهيم تغيير ميكنه و منتقل نميشه
*فانوس
من نگفتم شما قبلا ملتو سركار گذاشتيد كه!كلي گفتم جناب شبر
پس فهلويون که در ايران بودند و فيلسوف ( دوستدار علم ) چه ؟ آنها قبل از يونان درخشيدند
روز محشر عاشقانرا با قيامت كار نيست ....... كار عاشق جز تماشاى وصال يار نيست‏///// از سر كويش اگر سوىِ بهشتم مى‏برند ......... پاى ننهم كه در آنجا وعده‏ى ديدار نيست‏
اى دل نفسى به دوست همدم نشدى ....... در خلوت كوى يار محرم نشدى‏/////// فيلسوف و فقيه و صوفى و دانشمند .......... اين جمله شدى و ليك آدم نشدى‏
http://balaee.parsiblog.com/MLink/?6245906
التماس دعا
سفير نور
سلام. اي دفتر حسن تو را فهرست خط و خال ها/ تفصيل ها پنهان شده در پرده اجمال ها/ پيشاني عفو تو را پر چين نسازد جرم ما / آيينه كي در هم شود از زشتي تمثال ها
شبر
سلام خانم سفير نور / خيلي زيباست اين شعر / ادامه هم داره ؟
سفير نور
با عقل گشتم هم سفر يك كوچه راه از بي كسي/ شد ريشه ريشه دامنم از خار استدلال ها/ هر شب كواكب كم كنند از روزي ما پاره اي/ هر روز گردد تنگ تر سوراخ اين غربال ها.
0098
جالب بود ...
سفير نور
همه عمر بر ندارم سر از اين خمار مستي/ كه هنوز من نبودم كه تو در دلم نشستي/ تو نه مثل آفتابي كه حضور و غيبت افتد/ دگران روند و آيند و تو همچنان كه هستي.
-درد دل
بخونيد: دستامونو ميبريم بالا/ با همديگه ميكنيم دعا /دعا براجوونامون/دعا برا بي پوليمون/دعا برا مريضامون/ونيز دعا برا وضعيت بحراني وزجر آور اقتصادي....معاشقه چيه ديگه؟:)))
حاج آقافرحزاد ميفرمودند که يکي ازعرفا (که بنده اسمشونو فراموش کردم) اين بيت رو توقنوت نمازشب ميخوندند: زان پيشترکه عالم فاني شودخراب/مارا زجام باده گلگون خراب کن
*صبا*
خداوندا مرا آن ده که آن به
الهي ! نه من آنم که ز فيض نگهت چشم بپوشم ، نه تو آني که گدا را ننوازي به نگاهي . در اگر باز نگردد،نروم باز به جايي . پشت ديوار نشينم ،چوگدا برسر راهي . کس به غير از تو نخوانم چه بخواهي چه نخواهي . باز کن در ،که جز اين خانه مرا نيست پناهي ..... مرا نيست پناهي
مگه نماز صبح واجبه؟؟ *امان از بدعتهاي شما شيعيان*..طرف وختي بد خواب شه فردا سرکار وسر درس ش ميخوابه ..... عبادت درس درست خوندن وکار خوب انجام دادنه خصوصا در سال اقتصادي..*اوني هم که حضرت عمر کشف کرد الصلوه خير من النوم مال سالهاي قبل سال فعاليت اقتصادي بوده.*
فهرست کاربرانی که پیام های آن ها توسط دبیران مجله پارسی یار در ماه اخیر منتخب شده است.
برگزیدگان مجله فروردين ماه
vertical_align_top