مدت ها بود ندیده بودمش و دلم برایش تنگ شد وبلاگ نویسی رو با هم شروع کرده بویم و اون اویل که کسی رو تو عالم مجازی نمیشناختیم میرفتیم توی وب همدیگه و برای همدیگه نظر میزاشتیم و برای خودمون نوشابه برای دیدنش به دفترش که نمیشه گفت ؛ به سنگرش رفتم با دیدن من خشکش زد ... تو کجا اینجا کجا من کیم تو کی هستی ساعت چنده هنوز همونطور که فکر میکردم و دوست داشتم مونده بود میز هم که میز نبود میدون مین بود بگذریم ... بعد از حرف از هر دری رفتیم سراغ وبلاگ نویسی و خاطرات گذشته کامپیوترش رو روشن کرد / زمینه صفحه اول (desktap )یه عکس زیبا از نوجوان رزمنده ای بود که سلاح رزم بلندتر از قدش بود روی مرورگر کلیک کرد و وارد اینترنت شد / صفحه نخست مرورگرش که باز شد موتور گوگل بود که بالا اومد همین جا مچش رو گرفتم و گفتم صبر کن ببینم _ جونم حاجی ؟ _ این چیه ؟ _ خب معلومه دیگه حاجی گوگوله دیگه _ میدونی گوگل یه شرکت صهیونستیه و سرمایه گذارانش و مدیرانش و سیاست گذارانش تفکرات یهودی-صهیونستی دارن ؟ _ آره خب . اینو دیگه همه میدونن _ اون وقت میدونی یه شرکت اینجوری تمام پشتوانش به تعداد مراجعه ایه که به سایتش میشه ؟ _ بله حضرت آقا میدونم . که چی ؟ _ اون وقت میدونی ایجاد پشتوانه برای این شرکت یعنی ایجاد پشتوانه مالی و سیاسی و ... برای اون _ (با چشماش به سقف نگاه با تأملی کرد _ اون وقت اینو هم میدونی که این فلان فلان شده ها با این پشتوانه ها با مسلمونا و مظلومان عالم چیکار میکنن ؟ _ خب آره تقریبا ... _ (دستمو شل کردم و محکم زدم تو سرش) تو که این همه چیز میدونی پس چرا صفحه نخست مرورگرت با این سایت باز میشه ؟ نمیدونی این خودش یه قدمه برای کمک به صهیونست ها ؟!!! _ دستش رو محکم روی میز کوبید و گفت : اه .... راست میگی .... چرا به ذهن خودم نرسید ... ؟!!!! همین الان عوضش میکنم . به جون مورچه های خونتون . . .
موتور های جستجوگر جایگزینی زیادی وجود دارند که میتوانند نیازمندی جستجوی شما را تأمین کنندبدون هیچ نیازی به گوگل
[ دوشنبه 91/7/3 ] [ 11:11 صبح ] [ شبر ]
[ نظرات () ]
|
|
|
[قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] |